من...

هم اغوشی های بی مرزمان

دوست داشتن های بی انتها

شروع فرداهای امروزم است

شروع درد های پیچنده ی  قلبم

که از گوشه ی راست پلکم

تا انتهای چپ گوشه ترین قسمت تنم

پیش میرود

ومن

درمیان دردهایم

واشک های جاری گونه هایم

بوسه هایت را به یاد می اورم

باهم اغوشی ها ودلبستگی ها

که انتهای باهم بودند

انتهای فراموشی دردهایم

وانتهای پرواز ترس ها....

/ 10 نظر / 4 بازدید
ثمینه

عالی بود نازی.. خودت گفتیش؟

نابخشوده

اي دبستاني ترين احساس من خاطرات كودكي زيباترند يادگاران كهن مانا ترند درسهاي سال اول ساده بود آب را بابا به سارا داده بود درس پند آموز روباه وکلاغ روبه مكارو دزد دشت وباغ روز مهماني كوكب خانم است سفره پر از بوي نان گندم است كاكلي گنجشككي با هوش بود فيل ناداني برايش موش بود با وجود سوز وسرماي شديد ريز علي پيراهن از تن ميدريد تا درون نيمكت جا ميشديم ما پرازتصميم كبري ميشديم پاك كن هايي زپاكي داشتيم يك تراش سرخ لاكي داشتيم كيفمان چفتي به رنگ زرد داشت دوشمان از حلقه هايش درد داشت گرمي دستان ما از آه بود برگ دفترها به رنگ كاه بود مانده در گوشم صدايي چون تگرگ خش خش جارو ي با پا روي برگ همكلاسيهاي من يادم كنيد بازهم در كوچه فريادم كنيد همكلاسيهاي درد ورنج وكار بچه هاي جامه هاي وصله دار بچه هاي دكه خوراك سرد كودكان كوچه اما مرد مرد كاش هرگز زنگ تفريحي نبود جمع بودن بودوتفريقي نبود كاش ميشد باز كوچك ميشديم لا اقل يك روز كودك ميشديم ياد آن آموزگار ساده پوش ياد آن گچها كه بودش روي دوش اي معلم ياد وهم نامت بخير ياد درس آب وبابايت بخير اي دبستاني ترين احساس من بازگرد اين مشقها را خط بزن اي دبستاني ترين احساس من

ژن کاذب

[گل] مکثی که توی هر جمله هست شیرینه .. [لبخند]

سعیدو

خیلی خیلی زیبا بود.عالی...[گل]

سعیدو

راستی...وبمو بروز کردم...

نابخشوده

روز معلم بر شما بزرگواران گرامی باد سلطه گري را گفتند: چه خوري؟ !گفت: گوشت ملت گفتند: چه نوشي؟ گفت: خون ملت! گفتند: چه پوشي؟ گفت: پوست ملت! گفتند: اينها را از چه راهي به دست مي آوري؟ گفت: از جهل ملت گفتند: از جهل چگونه نگهداري و مراقبت مي كني؟ گفت: در جعبه طلائي تقدس! گفتند: و چيست محافظ آن جعبه ؟! گفت: خرافات

ثمینه

پس واقعا قشنگ می نویسی[بغل]

سپیده

پشت آن دستان گرم ... ... پشت آن نگاه شیرین .... ... و پشت آن قلب مهربانت .... ... جایی لا به لای دفتر قدیمی و خاک خورده خاطراتت جامانده قلب تنها وکوچکم درست در صفحه ی فراموشی میان هزاران کلمه تاریک و غمزده

نابخشوده

غضنفر در يك تست هوش دردانشگاه كه جايزه يك براش تعيين شده شركت كرد. سوالات اين مسابقه به شرح زير بود: 1 جنگ 100 ساله چند سال طول کشيد؟ ا 116 سال ب 99 سال پ 100 سال ت 150 سال غضنفر از اين سوال بدون دادن جواب عبور كرد. 2 كلاه پانامايي در كدام كشور ساخته ميشود؟ ا برزيل ب شيلي پ پاناما ت اكوادور غضنفراز دانش اموزان دانشگاه براي جواب دادن کمك خواست. 3 مردم روسيه در كدام ماه انقلاب اكتبر را جشن ميگيرند؟ ا ژانويه ب سپتامبر پ اكتبر ت نوامبر غضنفر از خدا كمك خواست. 4 کدام يك از اين اسامي اسم كوچك شاه جورج پنجم بود؟ ا ادر ب البرت پ جورج ت مانويل غضنفر اين سوال رو با پرتاب سكه جواب داد. 5 نام اصلي جزاير قناري واقع در اقيانوس ارام از چه منبعي گرفته شده است؟ ا قناري ب كانگرو پ توله سگ ت موش صحرايي غضنفر از خيرجایزه گذشت. جواب تستها فردا ارسال میشود.