روی سکوی کنار پنجره، همه شب جای منه.

*چند ورق کاغذ و یک دونه
قلم، همیشه یار منه.

*کاغذای خط خطی، از کنار
در بازه پنجره....،

*می پرن توی کوچه،سرحال از
اینکه آزاد شدن.،

*نمی دونن که اسیر دل سنگ
باد شدن.......،

*دیگه بیداریه شب عادتمه،همدم سکوت تنهایی من.،

*تیک،تیک ساعتمه...تیک،تیک
ساعتمه......


*حالا من موندم و یک دونه
ورق، که اونم از اسم تو سیاه می شه.،

*همه چیم تو زندگی، آخرش
به پای تو هدر می شه...

*چشمونم فاصله رو، از
پنجره دید می زنه...

*دلم اسم تو رو فریاد می
زنه........،

*درای پنجره رو تا انتها
باز می کنم......،

*تو خیالم با تو پرواز می
کنم........،

*!...روی سکوی کنار پنجره همه
شب جای منه...!*

 

/ 2 نظر / 18 بازدید
ernest

چقدر خواننده داري كه اين همه كامنت برات ميذارن خوش بحالت ! [چشمک]

ستاره

سلام خانومی خوبی؟ چقد خوشحالم که هنوز مینویسی منم بعد مدتها اومدم