ابدی...

خالی بوده ام

درانتهای همه چیز

در بی معنا  شدن زمان...

وقتی که خاطرات

با تلنگرهای گاه وبیگاهشان

دیدگانم را اشک الود کرد

من غربت را دراغوشت اموختم

وتنها بودن راباتو

وقتی پیکره ی انگشتانم

نقش تورا در قالی چنگ میزد

وجوهرها برای بدنامیت

تلاش های بسیارمیکرد

زمان بی معنا شده بود

زیرا که باتو بودن

طعم ابدی داشت...

 

 ن.طلوع

/ 15 نظر / 10 بازدید
نمایش نظرات قبلی
نابخشوده

متن آهنگ قدیمی و به یاد ماندنی تو دروغاتم قشنگه از ناصر صبوری مثل شعرای کتاب مدرسه همه حرفاتو از بر میدونم قصه هایی که میخوای بگی به من روزی صدبار تو کتابا میخونم وقتی پای عاشقی میون بیاد همیشه صحبت غصه و غمه کوچولوی خوش زبون به من بگو همه ی حرفا چرا مثل همه تو میگی بدون من دنیا برات زندون تنگه من میگم بگو عزیزم تو دروغاتم قشنگه روزای آخر که داغ عشقمون واسم از فردا و پس فردا میگی واسم از یه خونه ی گرم و کوچیک واسم از بازی بچه ها میگی ولی فردا میدونم چی پیش میاد آخر کتاب یه جور همیشه همه ی بهانه ها مثل همه همه ی عشقا یه جور تموم میشه تو میگی بدون من دنیا برات زندون تنگه من میگم بگو عزیزم تو دروغاتم قشنگه

ژن کاذب

سلام .. خیلی قشنگه .. بعد از یه مدت که نبودی با این شعر ترکوندی .. [نیشخند] جوهرها .. تلاشهای بسیار کردند .. بهتر نیست؟ ( کردند ) [لبخند][گل]

نابخشوده

کاریکلماتور(4) - یك عمر دلم را پشت قفس ِ سینه ام زندانی كردم تا مبادا دلم اسیر ِ كسی شود. - میوه ی ِ درخت ِ خشكیده هیزم است. - دود ِ آتش به چشم ِ آسمان می رود. - سقوط ِ آبشار آبكیست. - گوركن آرزوی ِ زندگی كردن را به دست خودش به گور می برد. - تنها ماهی ی داخل تنگ هم از زندگی سیراب شد. - پزشكی ی ِ قانونی، مرگ ماهی ی ِ درون حوض را، خفگی ِ در آب به دلیل شنا بلد نبودن اعلام كرد. - زندگی بدون عشق مثل پیژامه بدون کش است. - مارمولک مدعی شد که در دوران جوانی تمساح بوده است. - تجربه نامی ست که انسان روی اشتباهاتش می گذارد. - دیگران کاشتند ولی ما خریدیم و خوردیم! - کاکتوس مادرزن گل هاست. - درخت باردار با تکاندن باغبان فارغ می شود. - آب که گل آلوده شد، ماهی ها از فرصت استفاده کردند و همدیگر را بوسیدند. - بعضی ها برای سربلندی دیگران تا کمر خم می شوند. - خیلی از معتادها تابلو هستند ولی ارزش هنری ندارند. - معلمی شغلی با کلاس است. - دسته تبر جزء درختان خائن شناخته شد. - کاش ماشین زندگی هم دنده عقب داشت ! - وقتی آبله مرغان گرفتم، بیش از همه، از خروس ها وحشت داشتم. - فقط حرف های استاد ریاضیات حرف حساب بود.

سپیده

سلام عزیــــزم[ماچ] چه شعر نایسی!!! [گل][قلب][گل] مثل یه لیوان شکلات داغ بود گرم و کمی تلخ .. [گل]

سپیده

عزیزم اگه آهنگ وبمو دوس داری میلتو برام بذار برات میلش کنم آخه این آهنگ رو من از سیستم خودم آپلود کردم![نیشخند]

سپیده

با تو می توان بهار شد می توان هزار شعر عاشقانه را سرود و ماندگار شد با تو می توان در این دیار پر فریب ره نورد جاده های روزگار شد با تو، می توان دوباره دید چهار فصل سال را بر تن تمام روز های سال رنگ دل کشید و یادگار شد می توان در کنار تو به جنگ روزگار رفت یا که با درخت سبز صلح تا همیشه همدیار شد با تو، می توان ستاره چید می توان به آسمان نگاه کرد و بی قرار شد می توان جدا شد از زمین و از زمان ابر شد پرنده شد؛رنگ روح یار شد می توان دواند ریشه در زمین می توان درخت شد،جوانه زد، بهار شد...[قلب]

سپیده

با تو می توان بهار شد می توان هزار شعر عاشقانه را سرود و ماندگار شد با تو می توان در این دیار پر فریب ره نورد جاده های روزگار شد با تو، می توان دوباره دید چهار فصل سال را بر تن تمام روز های سال رنگ دل کشید و یادگار شد می توان در کنار تو به جنگ روزگار رفت یا که با درخت سبز صلح تا همیشه همدیار شد با تو، می توان ستاره چید می توان به آسمان نگاه کرد و بی قرار شد می توان جدا شد از زمین و از زمان ابر شد پرنده شد؛رنگ روح یار شد می توان دواند ریشه در زمین می توان درخت شد،جوانه زد، بهار شد...[قلب]

حسین

سلام.هر دو شعرت از نظر من که هیچ بویی از شعر نبردم خوب بود.ادامه بده.راستی یه سوال.راستشو بگو .باشه؟ میای وبلاگم مطالبم رو میخونی یا فقط سر میزنی؟

حسن شفیعی

خاطرات اشاره به زمان گذشته دارد به این روش هم متصور باش به نظر شما چطور؟ وقتی که خاطرات با تلنگرهای گاه و بیگاهش دیدگانم را اشک آلود می کرد