من تنها

وقتی تونباشی

دفترشعرم خالیست

قافیه ها معناندارند

زندگی می ایستد

ومن

گیج ووگم

مبهوت این نبودنت هستم

که چگونه

درنبودنت

درکوچه های تابستان

برف می نشیند

ومن از سرمای ان

خود را به پتوی مندرس میپیچم

نکند که در سرما بمیرم

بی انکه بار دگر بتوانم

تورا ببــــــــــــوسم...

 

ن.طلوع

/ 2 نظر / 30 بازدید
ستاره

من یه تتو از بوست رو لبم میخوام :)

ستاره

راستی اینام مینویسم چن وقته بیای خوشحال میشم http://pari-kuchulu.blogfa.com/